آب

از ویکی‌واژه

پرش به: ناوبری, جستجو

فهرست مندرجات

[ویرایش] Flag of Iran.svg فارسی

[ویرایش] Nuvola apps bookcase2.png اسم

  1. آب مایعی است بی‌رنگ، بی‌بو، بی‌طعم؛ مرکب از دو اتم ِ هیدروژن و یک اتم ِ اکسیژن. در یک‌صد درجه یِ سانتی‌گراد به جوش می‌آید و در صفر درجه یِ سانتی‌گراد منجمد می‌شود. در طبیعت به مقدار ِ زیادی موجود است. یکی از مایعات ِ مورد ِ نیاز ِ بدن ِ انسان است.
  2. آبرو، آب رو
  3. طراوت، شادابی
  4. رونق، رواج
  5. ارزش
  6. روشنی
  7. شرف

[ویرایش] عبری

[ویرایش] اسم

  1. نام ِ ماه ِ یازدهم ِ سال ِ سریانی یا رومی، مطابق با مردادماه و نام ِ ماه ِ یازدهم از سال ِ ملی یِ یهود و ماه ِ هشتم در تقویم ِ شمسی یِ کشورها یِ عربی که بعد از ماه ِ تموز و پیش از ماه ِ ایلول و مطابق ِ ماه ِ اوت است.

[ویرایش] Pendiente-traducir.png آوایش

[äb]

[ویرایش] Noia 64 apps kdict.png ريشه‌شناسى

پهلوی: äp

Translation arrow.svg برگردان‌ها

[ویرایش] ضرب المثل ها در مورد آب

مثل . آب رفته از جوی را نمی توان باز گرداند

مثل . آب در كوزه و ما تشنه لبان مي گرديم

مثل . آب از سرچشمه گل آلود است

مثل . آب به آب شدن

مثل . آب را خت (گل آلود) کن و ماهی بگیر

مثل . آب زور بالا میرود

مثل . آب که سر بالا بره، قورباقه ابو عطا می خونه

مثل . آب که از سر گذشت، چه یه وجب، چه صد وجب مثل . [آب سَربالا نمیرود]] مثل . [آب و آبادانی]]