آبی

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] صفت

[ویرایش] اسم

  1. آبو: برادر مادر، خال، خالو.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(ص نسب.

  1. یکی از سه رنگ اصلی (زرد، قرمز، آبی)
  1. به، سفرجل.
  2. نوعی انگور.
  3. نوعی زراعت که آبیاری می‌شود، مقابلِ دیمی.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین
رنگ آبی

[ویرایش] صفت

[ویرایش] برگردان‌ها

ایتالیایی

[ویرایش] صفت

celeste

[ویرایش] صفت

idrico

انگلیسی
watery
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر