آن

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] اسم

  1. وقت، هنگام، زمان اندک.

[ویرایش] جمع

  1. آنات. ؛ در یک ~ در یک لحظه، در یک دم.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] ریشه‌شناسی

  1. از مصطلحات صوفیانه‌است و آن نوعی حسن و زیبایی است که قابل درک اما توصیف ناپذیر

[ویرایش] استعاره

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] آوایش

‍‍‌‍‍‌

[ویرایش] ضمیر

  1. آن
  1. ضمیر اشاره به دور مفرد

[ویرایش] برگردان‌ها

[ویرایش] ضمیر

  1. ضمیر اشاره برای دور. مق این.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

چه (چِ)

[ویرایش] حرف

  1. چیزی که.
  2. هر چیز.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین
  1. پسوند دال بر زمان: بامدادان، ناگاهان.
  2. پسوند دال بر مکان و موطن: گیلان، یونان، ایران، دیلمان.
  3. پسوند حاصل مصدر است در آخر ریشة فعل: چادردران کردن، راه جامه دران.
  4. پسوند دال بر کثرت و استمرار در آخر اسم فاعل (مرخم.)
  5.  : درم - ریزان، گلریزان.
  6. پسوند صفت فاعلی در آخر ریشة فعل مفرد امر حاضر: خرامان، روان، نگران.
  7. پسوند دال بر نسبت بنوت و فرزندی: اردشیر بابکان (اردشیر پسر بابک)

، خسرو قبادان (خسرو پسر قباد)

  1. پسوند دال بر جشن و آذین و شادمانی و سوگ: آشتی کنان، آینه بندان.
  2. گاه به آخر صفات پیوندد و تغییری در معنی و نوع کلمه نمی‌دهد: شادان، آبادان.
  3. پسوند جمع: یکی از دو علامت جمع پارسی است و آن در موارد ذیل به کار رود: الف: جانداران (انسان و حیوان)

و نام اقوام و ملل به «ان» نیز جمع بسته شوند: مردان، اسبان، ترکان. ب: بعضی اعضای بدن (که زوج و متعدد باشند)

  1. علاوه بر «ها» به «ان» نیز جمع بسته شوند: چشمان، ابروان. ج: کلمات ذیل دال بر زمان: علاوه بر «ها» به «ان» جمع بسته شوند: روزگاران، روزان، شبان.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] اسم

آن (ناشمردنی)

  1. دم, لحظه
ایتالیایی

[ویرایش] صفت

quello

[ویرایش] اسم

istante

attimo

[ویرایش] اسم

momento

انگلیسی
yond
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر