ابرو

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

محتویات

[ویرایش] فارسی

گشاده (~. گُ دِ)

[ویرایش] صفت مرکب

  1. بشاش، خوشرو.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

فراخی (~. فَ) (ح

[ویرایش] اسم مصدر

  1. خوشرویی، گشاده رویی.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(اَ)

[ویرایش] اسم

  1. مجموع موهای روییده بر ظاهر استخوان قوسی شکل بالای کاسة چشم زیر پیشانی. ؛~ بالا انداختن بی میلی نشان دادن، مخالفت کردن. ؛خم به ~ نیاوردن تحمل کردن مشقت و ناله نکردن.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معینابرو (جمع ابرو‌ها)
  1. ابرو

[ویرایش] آوایش

[æbˈɾuː]، /اَبرو/

[ویرایش] برگردان‌ها

ایتالیایی

[ویرایش] اسم

sopracciglio

انگلیسی
eyebrow
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر