ابزار

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(اَ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. افزار، آلت، وسیله، مایه.
  2. آن چه از ادویه که برای خوشبو کردن در غذا ریزند مانند: فلفل، زردچوبه و دارچین.
  3. نوار باریک گچ بری در قسمت بالای دیوار و نزدیک سقف یا در هر جای سطح آن.
  4. نقش تزیینی برجسته یا فرورفته روی چوب.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین
  1. ادات آلت ديگ افزار
  1. ----

( اسم )

1 - افزار اوزار ادات آلت وسيله مايه .2 - آنچه براي پختن در ديگ کنند ( بجز ادويه خشک که آنرا توابل گويند )

  1. . ياديگ ابزار . آنچه بدان طعام خوشبو کنند .3 - کشو که زير سقف از گچ بر گيلوئي کنند . يا ابزارهاي دستي . ابزارها و آلت هايي که در کارهاي دستي بکار ميرود .

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
tool