از کار افتادن

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

[ویرایش] فارسی

(~. اُ دَ)

[ویرایش] مصدر لازم

  1. خراب شدن.
  2. کارآیی را از دست دادن، فلج شدن.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار