استراتژی

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

(اِ تِ تِ)

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] اسم

  1. نقشه و هدایت عملیات جنگی.
  2. نقشه، ترفند، راهبرد (فره)
  1. هر طرح درازمدت برای هدفی خاص: استراتژی اقتصادی، استراتژی نظامی.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] اسم

  1. استراتژی (راهبرد) به معنای طرح و برنامه‌ای برای چگونگی استفاده از امکانات و منابع به منظور رسیدن به هدف (اهداف) مشخص است.

[ویرایش] برگردان‌ها

ایتالیایی

[ویرایش] اسم

strategia

انگلیسی
strategy
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر