ایست

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

(شب جم.)

[ویرایش] اسم

  1. ایستادن، توقف.
  2. نقطة توقف (موسیقی)
  1. فرمان توقف. ؛~ بازرسی محل ایستادن مأموران که وظیفة بررسی و تفتیش را بر عهده دارند.

(اِم

[ویرایش] صفت

  1. توقف ناگهانی قلب.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] برگردان‌ها

ایتالیایی

[ویرایش] اسم

alt

انگلیسی
whoa
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر