ایستگاه

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

فارسی[ویرایش]

اسم مرکب[ویرایش]

  1. جای ایستادن،
  2. جای ایستادن وسایط نقلیه. ؛~ فضایی ماهواره‌ای بزرگ و مجهز برای گردش بلندمدت در مدار زمین به صورت پایگاهی برای انجام مأموریت‌های اکتشافی، تحقیقات علمی، تعمیر ماهواره و مانند آن. ؛~ صلواتی محل خاصی از جنبة مذهبی که در آن جا مواد خوراکی را با گفتن صلوات بدون پرداخت وجهی دریافت می‌کنند.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

اسم[ویرایش]

برگردان‌ها[ویرایش]

ایتالیایی

اسم[ویرایش]

fermata

اسم[ویرایش]

stazione

انگلیسی
stop