باردار

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

(اِ

[ویرایش] فارسی

  1. میوه دار.
  2. آبستن، حامله.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] برگردان‌ها

انگلیسی
pergnant
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر