بازی کردن

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

محتویات

[ویرایش] فارسی

(کَ دَ)

[ویرایش] مصدر لازم

  1. سرگرم شدن به بازی.
  2. مشغول شدن به چیزی برای گذراندن وقت.
  3. قمار کردن.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] برگردان‌ها

ایتالیایی

[ویرایش] فعل

giocare

ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر