برفک

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(بَ فَ)

اسم[ویرایش]

  1. ورقة نازکی از برف که در یخچال‌ها و دستگاه‌های سرد کننده ایجاد شود.
  2. نوعی بیماری که علامت آن غشای سفید رنگی است که مخاط زبان و دهان و حلق را می‌پوشاند، قلا

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

  1. نقطه‌های سفید یا نورانی متعدد بر صفحة تلویزیون یا رادار.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
frost