برهنه

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

(ب ِ رَ نِ)

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] صفت

  1. لخت، عریان.
  2. آشکار، پدیدار، فاش.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] برگردان‌ها

  • انگلیسی:bald
انگلیسی
untented
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر