بستن

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

محتویات

[ویرایش] فارسی

(بَ تَ)

[ویرایش] مصدر متعدی

  1. به بند کشیدن.
  2. منجمد کردن.
  3. نقاشی کردن.
  4. منجمد شدن.
  5. مغلوب کردن.
  6. نسبت دادن.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] فعل

  1. بستن


[ویرایش] آوایش

[bastan]

[ویرایش] برگردان‌ها

انگلیسی: close ایتالیایی: chiudere


ایتالیایی

[ویرایش] فعل

chiudere

legare

allacciare

tappare

vincolare

[ویرایش] فعل

tamponare

انگلیسی
wrap
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر