بند

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

(بَ)

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] اسم

  1. زنجیر و ریسمانی که بر پای و دست اسیران بندند.
  2. گره.
  3. محل به هم پیوستن دو چیز.
  4. مفصل.
  5. هر یک از فصول و فقرات نامه‌ها، قوانین و لوایح.
  6. سدی که در پیش آب بندند.
  7. حبس.
  8. نیرنگ، فریب.
  9. عهد، پیمان.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] اسم

[ویرایش] برگردان‌ها

انگلیسی: paragraph,bond,baldric

ایتالیایی

[ویرایش] اسم

stringa

laccio

paragrafo

[ویرایش] اسم

versetto

انگلیسی
wristband
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر