تاج

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] اسم

  1. کلاه جواهرنشان که پادشاهان بر سر گذارند، اف

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

  1. هر چیز مانند تا

[ویرایش] جمع

  1. کلاه ترک ترک درویشان، کلاه قاب دوزی شدة صوفیان.
  2. قسمت آشکار و مریی دندان که از لثه خارج و از مینا پوشیده‌

[ویرایش] استعاره

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] اسم

  1. تاج
  2. کلاهی که به نشانه پادشاهی و فرمانروایی بر سر می‌گذارند، افسر.
  3. [مجازی] بلندمرتبه

[ویرایش] آوایش

[tɒdʒ]

[ویرایش] برگردان‌ها

انگلیسی
rostrum
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر