تازه

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

(زِ)

محتویات

[ویرایش] صفت

  1. نو، جدید.
  2. مجازاً خرم، شاداب.
  3. بدی

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] قید

  1. اخیر، اخیراً. ؛~به دوران رسیده کنایه از: کسی که تازه به مقامی رسیده و خود را گم کرده، ندید بدید، نوکیسه.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] برگردان‌ها

  • انگليسی:new
ایتالیایی

[ویرایش] صفت

fresco

[ویرایش] صفت

croccante

انگلیسی
young
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر