تصویر

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(تَ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

مصدر متعدی[ویرایش]

  1. صورت کسی یا چیزی را کشیدن.

(اِم

صفت[ویرایش]

  1. تصویرگری، صورت سازی.

جمع[ویرایش]

  1. تصاویر.
  2. صورتی که بر کاغذ، دیوار و غیره کشند.
  3. شرح دادن، شرح و بیان. ؛ ~سه بعدی تصویری که عمق و حجم را نشان می‌دهد.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین


عربی[ویرایش]

آوایش[ویرایش]

  1. تَ

اسم[ویرایش]

فرتور. عکس

واژه‌های وابسته[ویرایش]

صور

برگردان‌ها[ویرایش]

ایتالیایی

اسم[ویرایش]

illustrazione

انگلیسی
vignette