تنه

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

محتویات

[ویرایش] فارسی

(تَ نِ)

[ویرایش] اسم

  1. تن، بدن.
  2. ساقة درخت.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

  1. تار عنکبوت.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] تلفظ

  • تنه /تَنه/

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] معنی

  1. نامواژه (اسم)
  2.  :
  3. به بدنه و بخش بزرگتر و اصلی هر چیز تنه گفته می‌شود. به ویژه دربارۀ بخش اصلی جسم درختان و گیاهان که شاخه‌ها به آن پیوند دارند.

[ویرایش] مترادف‌ها

بدن

[ویرایش] برگردان‌ها

ایتالیایی

[ویرایش] اسم

tronco

انگلیسی
trunk
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر