جدا

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

محتویات

[ویرایش] فارسی

(جُ)

[ویرایش] صفت

  1. سوا، دور از هم.
  2. تنها، منفرد.
  3. ممتاز، مشخ

[ویرایش] صفت

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین
  1. بشنو این نی چون شکایت می کند
  2. از جداییها حکایت می کند
  1. یا رب بلا عاشق ايله قيل آشنا منى
  2. بر دم بلا عاشقدن ايتمه جدا منى
  3. آز ايلمه عنایتونى اهل دردن
  4. يعنى كه چوح بلالره قيل مبتلا منى

[ویرایش] برگردان‌ها

انگلیسی
strongly
[ویرایش] متن عنوان
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر