جهاز

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(جَ یا جِ)

عربی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. ساز و برگ.
  2. اسباب و اثاثیه.
  3. مجموعة اعضایی که در بدن عمل معینی راانجام می‌دهند، جهاز هاضمه.
  4. اثاثیه‌ای که عروس با خود به خانة داماد می‌برد.
  5. پالان ش

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

  1. دستگاه.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
system