حلقه

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

به گوش (~. بِ)

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] صفت مرکب

  1. مطیع، فرمانبردار.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(حَ قِ)

[ویرایش] ریشه‌شناسی

  1. حلقة

[ویرایش] اسم

  1. هرچیز مدور و دایره شکل که میانش خالی باشد.
  2. دایره.
  3. انجمن، مجلس، گروه.
  4. زره.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] برگردان‌ها

  • انگلیسی:hank
ایتالیایی

[ویرایش] اسم

anello

انگلیسی
wisp
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر