خشک

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

(خُ)

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] صفت

  1. بدون رطوبت و نم.
  2. پژمرده.
  3. متعصب، بدون انعطاف و نرمی.
  4. خالی از سبزه و گیاه.
  5. آن چه که درونش آب نباشد، بی آب.
  6. بدون ترشح طبیعی. ؛ ~ و تر با هم سوختن کنایه از: گناهکار و بی گناه به یکسان مجازات شدن.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

دماغ (~. دِ)

[ویرایش] صفت مرکب

  1. اندوهگین، غمناک.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] صفت

  1. خشک

[ویرایش] برگردان‌ها

انگلیسی: dry ایتالیایی: asciutto


ایتالیایی

[ویرایش] صفت

arido

asciutto

inaridito

secco

stagionato

[ویرایش] صفت

rigido

انگلیسی
thirsty
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر