خماندن

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

[ویرایش] فارسی

(خَ دَ)

[ویرایش] مصدر متعدی

  1. نک خمانیدن.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار