خواندن

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

(خا دَ)

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] مصدر متعدی

  1. قرائت کردن.
  2. آواز خواندن.
  3. دعوت کردن.
  4. آموختن، یاد گرفتن.
  5. فهمیدن، تشخیص دادن.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین


[ویرایش] آوایش

  1. دَ

[ویرایش] فعل

  1. سدا کردن
  2. آواز خواندن

[ویرایش] واژه‌های مشتق‌شده

خوانش

[ویرایش] برگردان‌ها

ایتالیایی

[ویرایش] فعل

leggere

انگلیسی
spell
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر