خوش

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

(خُ)

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] صفت

  1. خوب، نیک.
  2. شاد، شادمان.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

  1. خشک، خشکیده.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

[ویرایش] اسم

  1. خوشه. خشو:
  2. مادر زن.
  3. مادر شوهر.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] اسم

[ویرایش] برگردان‌ها

  • انگليسی :well
انگلیسی
sweet
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر