د

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

محتویات

[ویرایش] فارسی

(دِ)

[ویرایش] قید

(عا.)

  1. برای تأکید قبل یا بعد از فعل امر درآید: د برو، د زود باش، نزن د.

( د)

  1.  :اگربصورت کشیده تلفظ شود به معنی ابراز مخافت ویا تعجب ازعمل طرف مقابل است

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] حرف

  1. حرف دهم از الفبای فارسی که در حساب ابجد برابر با عدد ۴ می‌باشد.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین
  1. دهمین حرف الفبای فارسی

[ویرایش] آوایش

[d]

ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر