دختر

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

محتویات

[ویرایش] فارسی

(دُ تَ)

[ویرایش] ریشه‌شناسی

واژه ی «دختر» از ریشه ی «دوختن» که امروزه از بن مضارع آن «دوشـ» + «ـیدن» یعنی «دوشیدن» ساخته می شود، مشتق شده است. امروزه در بعضی از گویش های ایران، هنوز هم، «دوختن» به معنای «دوشیدن» به کار می رود. ( شاید ریشه ی اصلی دوختن از واژه ی «دوغ» به معنای «شیر» آمده بوده باشد. )

واژه ی «دختر» از «دوخـ» + پسوند صیغه ی مبالغه ساز «ـتر» ساخته شده است و به سمـَتی در خانواده اشاره می شده است که مسؤول دوشیدن دام های خانه بوده است.

[ویرایش] اسم

  1. فرزند مادینه، دخت.
  2. دوشیزه، زن مرد ندیده.

[ویرایش] بن‌مایه

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] برگردان‌ها


ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر