درودن

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

محتویات

[ویرایش] فارسی

(دُ دَ)

[ویرایش] مصدر متعدی

  1. درو کردن، بریدن گیاهان با داس.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین


[ویرایش] آوایش

  1. dorudan

[ویرایش] فعل

  1. کنش درو کردن و حاصل برداشتن محصول.
    مگوي آنچه طاقت نداري شنود / كه جو كشته گندم نخواهي درود. «سعدی»

[ویرایش] مترادف‌ها

درو کردن ، حاصل برداشتن

[ویرایش] برگردان‌ها

ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر