دل

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(دِ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. از اندام‌های درونی بدن جانداران که ماهیچه‌ای بوده و با حرکتی یکنواخت و پیاپی، خون را در بدن به گردش درمی آورد.

(عا.)

  1. شکم.
  2. خاطر، ضمیر.
  3. دلیری، شهامت. ؛~ دادن و قلوه گرفتن کنایه از: گرم گفتگوی دوستانه یا عاشقانه بودن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(دَ لّ)

ریشه‌شناسی[ویرایش]

  1. ناز، کرشمه.
  2. روش نیکو، سیرت نیک.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

باختن (دِ. تَ)

مصدر لازم[ویرایش]

  1. ناز کردن.
  1. شیفته شدن، عاشق شدن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین


آوایش[ویرایش]

  1. دِ

اسم[ویرایش]

قلب

برگردان‌ها[ویرایش]

واژه وابسته[ویرایش]

ایتالیایی

اسم[ویرایش]

cuore

انگلیسی
spunk