دندان

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

(دَ)

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] اسم

بخش سخت و محکم در دهان جانوران که عمل جویدن را انجام می‌دهد. ؛~ کسی گیر کردن کنایه از: عاشق یا خواهان شدن. ؛ ~ تیز کردن کنایه از: آماده یا خواستار به دست آوردن چیزی شدن. ؛ ~روی جگر گذاشتن کنایه از: شکیبایی کردن. ؛~ کندن (کشیدن)

  1. کنایه از: صرف نظر کردن، قطع علاقه کردن.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معیندندان (جمع دندان‌ها)
  1. دندان
  2. ساختار سخت آهکی در دهان بسیاری از جانوران مهره‌دار که به طور کلی برای خوردن به کار می‌رود.

[ویرایش] آوایش

[dænˈdɒn]، /دَندان/

[ویرایش] برگردان‌ها


ایتالیایی

[ویرایش] اسم

dente

انگلیسی
tooth
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر