رسم

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

(رَ)

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] اسم

  1. روش، قاعده، آیین.
  2. عادت، عُرف.
  3. دستور، ترتیب.
  4. نشانی سرای و منزل.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] مصدر لازم

  1. کشیدن شکل یا خطی روی کاغذ، نوشتن، خط کشیدن.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] اسم

[ویرایش] برگردان‌ها

انگلیسی
wont
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر