رم

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

فارسی[ویرایش]

(رِ مّ)

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. آب آورد.
  2. کاه ریزه‌هایی که بر زمین قرار گیرد.
  3. مغز استخوان.

(اِم

  1. چیز، شی ء.
  2. چاره، حیله.
  1. مخففِ ریم، چرک.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(رَ یا رُ)

  1. گرداگرد دهان.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

صفت[ویرایش]

  1. تری، نمی.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

ریشه‌شناسی[ویرایش]

  1. ترس، فرار.

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
stampede

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(رِ)

مصدر متعدی[ویرایش]

  1. اصلاح کردن، نیکو کردن چیز.
  2. گرفتن ستور چوب‌ها را به دهان و خوردن.

مصدر لازم[ویرایش]

  1. پوسیده شدن استخوان، پوسیدن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(رَ)

(اِم

اسم[ویرایش]

  1. گلة چارپایان، رمه.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

اسم خاص[ویرایش]

(رُ)

  1. پایتخت کشور ایتالیا، بزرگترین و پرجمعیت‌ترین شهر این کشور با ۲.۷ میلیون سکنه و همچنین مرکز ناحیه‌ی لاتزیو می‌باشد.

برگردان[ویرایش]