زبان

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

(زَ)

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] اسم

  1. زفان. زوان:
  2. عضوی عضلانی ماهیچه‌ای و متحرک در دهان که از آن برای چشیدن مزه‌ها، بلع غذا و حرف زدن استفاده می‌شود.
  3. مجموعة نشانه‌های آوایی و خطی که برای بیان اندیشه و برقراری ارتباط به کار می‌رود.
  4. مجموعة رمزها و نشانه‌هایی که برای یک معنی خاص به کار می‌رود.
  5. نوعی شیرینی که شبیه به زبان

[ویرایش] استعاره

  1. ~ کسی مو در آوردن کنایه از: از شدت تکرار کردن یا بسیار گفتن، به جان آمدن. ؛ ~ را گاز گرفتن پس گرفتن سخن. ؛ ~ زرگری زبانی غیرمعمول و تصنعی.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] اسم

  1. زبان

[ویرایش] آوایش

[zæbɑːn]

[ویرایش] برگردان‌ها

ایتالیایی

[ویرایش] اسم

lingua

[ویرایش] اسم

linguaggio

انگلیسی
tongue
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر