زیستن

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

محتویات

[ویرایش] فارسی

(تَ)

[ویرایش] مصدر لازم

  1. زندگانی کردن.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین


[ویرایش] آوایش

  1. تَ

[ویرایش] فعل

زندگی کردن

[ویرایش] برگردان‌ها

انگلیسی
shack
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر