سفارت

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

(س رَ)

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

  1. سفارة

(اِم

[ویرایش] صفت

  1. میانجی گری، وساطت.
  2. شغل و وظیفة سفیر.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] برگردان‌ها

انگلیسی
legation
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار