سمن

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(س مَ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

(اِم

صفت[ویرایش]

  1. فربهی، چاقی.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(سَ مَ)

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. یاسمن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

–===اسم===

  1. گویا با یاسمن فرقی ندارد.

گل سه برگ را گویند، یعنی گیاهی و رستنیی هست که آنرا سه برگه میگویند. گل آن است و آن مدور وصدبرگ و یاسمنی رنگ میباشد. و بعضی گویند گلی باشد پنج برگ و سفید و خوشبوی که آنرا و شیر خوانند. (برهان )

. گل سفید خوشبو که سه برگ دارد. بعضی بسرخی مایل باشد. (فرهنگ رشیدی )

. نام گلی است سپید و خوشبوی . (صحاح الفرس )

(غیاث )

. گلی است خوشبو و سپید و آنرا یاسمن و یاس نیز گویند. (آنندراج )

. گل سه برگه و یاسمین و بضم سین هم آمده است . (ناظم الاطباء)

  1.  :
  1. اکنون فکنده بتی از ترک تا یمن
  1. یک چند گاه زیر پی آهوان سمن .

2. سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند

2. پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند