سور
از ویکیواژه
محتویات |
[ویرایش] فارسی
[ویرایش] ریشهشناسی
[ویرایش] اسم
- دیوار گرداگرد شهر.
[ویرایش] جمع
- اسوار و سیران.
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین
[ویرایش] ریشهشناسی
- جشن، ضیافت.
- عروسی.
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین
(سُ)
[ویرایش] ریشهشناسی
- سؤر
پس ماندة طعام و شراب. (? (سور
- جِ سوره.
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین
- درختی است از ردة مخروطیان که دارای برگهای سوزنی طویل و همیشه سبز
[ویرایش] استعاره
- بیش از هزار سال عمر میکند. پوست این درخت قرمز و میوههایش نیز قرمز تند و بیضی شکلند. چوبش نیز قرمز و زود صاف و پرداخت میشود. پاجوشهای این درخت را معمولاً برای تکثیر به کار میبرند، درخت سردار.
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین
| این سرواژه نیازمند ویکیسازی است. لطفاً با توجه به راهنمای ویرایش و شیوهنامه، محتوای آن را بهبود بخشید. |
- ----
- سـور Sowr در نوشتاربه اشکال ســور، ثــور، صــور تسطیر میشود اما در گفتار تفاوتی حس نمی شود
- و شبیه یک آوا بحساب میاید.سوردر زبان فارسی بمعنی مجلس یا مهمانی همراه عیش بوده ولی ریشه
لغت فارسی نیست و در زبان معیار فعل حرکت دادن و راندن است.همچنین در بازی پاسور یکی از قواعد
- آن بشمار میرود،بطوریکه ملاحظه میکنید واژه پاسور خود مختوم به سور است.در قدیم به اسب سرخ مو
- سور می گفتند که نماد حرکت و راندن است. اسب و عرابه و دیگر چهار پایان باربر و بهره کشی از آنها
- به سورتشبیه می شد،برگردان انگلیسی آن باید Drive باشد.
- ثــور Sowr گاهشماری History از برجهای دوازده گانه سال،پس از برج حَمَل و بعد از برج جـوزا.که
- با ماه اردیبهشت خورشیدی تطابق دارد.ثور در صورت فلکـِی منطقة البروج به شکل گاو نرمجسّم شده
- که شاید درک نخست از واژه سور همین باشد.این ذهنییت به عصر آهن بر میگردد کشاورزان آنزمان ابزای
بنام خیش(گاواهن)را برای شخم زمین بر گاو می بستند و مرد شخم زن بر گاواهن می نشست تا زائدش
- بیشتر بر زمین فرو رودو زمین عمیق تر شخم شود.در همان حال مرد شخم زن مدام بر پشت گاو میکوفت و
- حی میکرد تا شاید برای غروب اندکی بیشتر زمین را خراش دهد،به همین سبب هدایت منظم گاو و گاواهن
سورتلقی شد
- صــور Sowr،از واژه های آئینی و نوعی شیپور که محتملا از شاخ گاو یا گاومیش تهیه و با دمیدن به آن
- اصوات ناهنجاری تولید میشد.فرشته ای بنام اسرافیل که صوراو معروف به صوراسرافیل بود و به
- امر خداوند در روز قیامت با دمیدن در صور مردگان را از خواب برمی انگیزد تا در دادگاه عدل الهی
بحسابشان رسیدگی شود.یکتاپرستان عقیده دارند پس از این رستاخیز بزرگ (قیامت)دیگر مرگی وجود
- نخواهد داشت،پاداش نیکوکاران بهشت و پاداش زیانکاران دوزخ است.
- همانطور که محرز میگردد این کلمه بدوران عتیق تعلق دارد،اسامی و عبارات زیادی با این واژه در طول
- قرون و اعصار ساخته شده است. مثلا دولت هزار ساله آشوردر شمال بین النهرین را می توان آسـور
- خواند و در دوران متاخرتر به سوریه تغییر ماهیت یافته است.اصطلاح سوریه خود حاکی از حرکت و هدایت
- گلهً چهار پایان بویژه گله گوسفندان است.
ظاهرا واژه سورهدر زبان عربی بمعنی گثیر و به فارسی بمعنی فصل(بخش)بوده،قران کریم مشتمل بر یکصدو چهارده سوره است.عبارت اشتقاقی دیگر از سور ممکن است آشورا(آسورا)باشد،واقعه ای که در آغاز ترویج آئین اسلام از شــام هدایت میشد.عاشورادر سرزمین کربلا(نینوا)حادث شد و امام حسین0(ع) بهمراه هفتادو دو تن از پیروانش در زمین کربلا در روز عاشورا(عاسورا)توسط اشقیا به شهادت رسیدند.
- مهمانی، جشن
[ویرایش] برگردانها
- انگلیسی:feast
[ویرایش] صفت
- سول: اسب و استر و خری که خط سیاهی از کاکل تا دمش کشیده باشد.
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین
(سُ وَ)
[ویرایش] ریشهشناسی
- انگلیسی
- festival