سوگند

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

فارسی[ویرایش]

(سَ یا سُ گَ)

اسم مرکب[ویرایش]

  1. قسم، اقرار و اعترافی که شخص از روی شرف و ناموس خود می‌کند و خدا یا بزرگی را شاهد می‌گیرد.
  2. گوگرد (سوگند خوردن در قدیم خوردن آب آمیخته با گوگرد بوده‌

استعاره[ویرایش]

برای تشخیص گناهکار از بی گناه یعنی این که شخص متهم (اما بی گناه)

با خوردن آن اتفاقی برایش نمی‌افتاد)

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

اسم[ویرایش]

  1. قسم

ریشه‌شناسی[ویرایش]

گیرش‌شده از پهلوی:sokand

به معنای گوگرد در اوستا سئوکنته به معنای گوگرد.در قدیم برای تشخیص گناهکاری و یا بی گناهی فرد مقداری اب به همراه گوگرد به متهم می‌خوراندند و از تاثیر ان گناهکار یا بی گناه بودن وی را تعیین می‌کردند.[۱]
  1. فعل «سوگند خوردن» نیز از همین ریشه برگرفته شده‌است. وقتی که کسی میگوید که «من سوگند میخورم که...» در واقع حرف خود را تضمین میکند به اینکه حاضر است به خاطر این سخن خود، ریسک خوردن سوگند را می‌پذیرد.

جستارهای وابسته[ویرایش]

گوگرد سوگند خوردن

منابع[ویرایش]

  1. فرهنگ عمید

برگردان‌ها[ویرایش]

ایتالیایی

اسم[ویرایش]

giuramento

انگلیسی
sanction