شدن

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

(شَ دَ)

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] اسم

  1. مخفف شادن، آهوبره.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(شُ دَ)

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] مصدر لازم

  1. گردیدن، گشتن.
  2. انجام یافتن.
  3. دگرگون شدن.
  4. به پایان رسیدن.
  5. رفتن، گذشتن.
  6. گراییدن، میل کردن.
  7. تجاوز کردن.
  8. محو گشتن، زایل گردیدن.
  9. حصول یافتن.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین


[ویرایش] آوایش

  1. شُ دَ

[ویرایش] فعل

  1. گشتن
  2. آمدن

[ویرایش] برگردان‌ها

انگلیسی
pother
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر