شست

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

فارسی[ویرایش]

(شَ)

اسم[ویرایش]

  1. انگشت بزرگ و پهن دست یا پا، انگشت نر، انگشت ابهام. ؛~ کسی خبردار شدن ناگهان پی بردن، به فراست دریافتن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

اسم[ویرایش]

  1. قلاب و تور ماهیگیری، دام، کمند.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
thumb