شل

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(~.)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

صفت[ویرایش]

  1. کسی که دست یا پایش ناقص باشد.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(شُ)

  1. نرم.
  2. وارفته.
  3. سست.
  4. آبکی. ؛ ~ کن سفت کن درآوردن کنایه از: دستورهای متضاد دادن یا اعمال متناقض کردن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(ش)

اسم[ویرایش]

  1. نیزة کوتاه.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(شَ)

  1. ران، ران انسان یا حیوان.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(شَ)

اسم[ویرایش]

  1. پوست نازک رنگینی که در میان درز کفش و موزه و یراق زین اسب نهاده بدوزند به جهت خوش آیندگی.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

  • انگلیسی:lame

برگردان‌ها[ویرایش]

ایتالیایی

صفت[ویرایش]

molle

انگلیسی
solute