صورت

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(رَ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

  1. صورة

اسم[ویرایش]

  1. سیما، شکل.
  2. رخسار.
  3. پیکره، نقش.
  4. ظاهر.
  5. کیفیت، چگونگی.
  6. فهرست، لیست، سیاهه.
  7. در ریاضی بخشی از یک کسر که در بالای خط کسری نوشته می‌شود.
  8. چگونگی، کیفیت.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

اسم[ویرایش]

  1. صورت
  2. رخ، رو، چهره

ریشه‌شناسی[ویرایش]

از صورة عربی.

مترادف‌ها[ویرایش]

متضادها[ویرایش]

برگردان‌ها[ویرایش]

ایتالیایی

اسم[ویرایش]

faccia

lista

اسم[ویرایش]

viso

انگلیسی
whomever