طاس

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

محتویات

فارسی [ویرایش]

ریشه‌شناسی [ویرایش]

اسم [ویرایش]

  1. طشت بزرگ.
  2. ظرفی که در حمام برای استفاده از آب به کار برند.
  3. پیاله، ساغر.
  4. آویزه‌های طلا یا نقره که بر علم آویزند.

منابع [ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین
  1. سَر بی مو.

منابع [ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

اسم [ویرایش]

  1. مهره‌ای مکعب شکل که بر هر یک از شش طرف آن اعداد از یک تا شش نوشته شده‌است که در بازی نرد از آن استفاده می‌کنند.

منابع [ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

صفت [ویرایش]

برگردان‌ها [ویرایش]

  • انگلیسی:bald
ایتالیایی

اسم [ویرایش]

dado

انگلیسی
glabrous