عرق

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

(عَ رَ)

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] اسم

  1. مایعی که از تقطیر جوشاندة برخی ازگیاهان مانند بیدمشک، کاسنی و... به دست می‌آید.
  2. نوشابة الکل دار که از تقطیر کشمش، انگور و... به دست می‌آید.
  3. مایعی مرکب از: آب، نمک، اوره و... که از غده‌های زیرپوستی ترشح می‌شود. ؛ ~ کسی را در آوردن کنایه از: کسی را خسته و فرسوده کردن.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(عِ رْ)

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] اسم

  1. رگ.بصورت ال+ رق معرب شده و به عرق در زبان عربی تبدیل شده است.
  2. اصل، ریشه. رگ به معنی شریان ، رگ خون ، نژاد، گروه خونی، غیرت،و تعصب نیز می باشد. در قارسی ارق(عرق ملی)یعنی رگ ملی یا غیرت ملی. عرق به معنی آبی که در گرمای شدیداز بدن خارج می شود عرق "ارق" می گویند که این کلمه نیز از رگ ریشه گرفته است. رق=ال+ رق. عرق به معنی گرفتن بخار و عصاره نیز ریشه در همین کلمه دارد.مانندعرق نعنا

[ویرایش] جمع

  1. اعراق و عرو

[ویرایش] قید

ارقی(عرقی)

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین


[ویرایش] برگردان‌ها

ایتالیایی

[ویرایش] اسم

sudore

انگلیسی
transudation
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر