عرق
از ویکیواژه
(عَ رَ)
محتویات |
فارسی [ویرایش]
ریشهشناسی [ویرایش]
اسم [ویرایش]
- مایعی که از تقطیر جوشاندة برخی ازگیاهان مانند بیدمشک، کاسنی و... به دست میآید.
- نوشابة الکل دار که از تقطیر کشمش، انگور و... به دست میآید.
- مایعی مرکب از: آب، نمک، اوره و... که از غدههای زیرپوستی ترشح میشود. ؛ ~ کسی را در آوردن کنایه از: کسی را خسته و فرسوده کردن.
منابع [ویرایش]
- فرهنگ لغت معین
(عِ رْ)
ریشهشناسی [ویرایش]
اسم [ویرایش]
- رگ.بصورت ال+ رق معرب شده و به عرق در زبان عربی تبدیل شده است.
- اصل، ریشه. رگ به معنی شریان ، رگ خون ، نژاد، گروه خونی، غیرت،و تعصب نیز می باشد. در قارسی ارق(عرق ملی)
یعنی رگ ملی یا غیرت ملی. عرق به معنی آبی که در گرمای شدیداز بدن خارج می شود عرق "ارق" می گویند که این کلمه نیز از رگ ریشه گرفته است. رق=ال+ رق. عرق به معنی گرفتن بخار و عصاره نیز ریشه در همین کلمه دارد.مانندعرق نعنا
جمع [ویرایش]
- اعراق و عرو
قید [ویرایش]
ارقی(عرقی)
منابع [ویرایش]
- فرهنگ لغت معین
برگردانها [ویرایش]
- ایتالیایی
اسم [ویرایش]
- انگلیسی
- transudation
- transudate
- sweat
- distillate
- arrack
- aqua
- vodka
- sweater
- sweat shirt
- sudorific
- sudoriferous
- spirits of wine
- spirit of wine
- sloe gin
- sciatic
- rum
- pull over
- prickly heat
- pimple
- perspire
- perspiration
- miliary
- miliaria
- marc
- maraschino
- kummel
- ipecacuanha
- ipecac
- heat rash
- grog
- distiller
- calvados
- anisette
- wooly
- woolly
- woolie
- sweat gland
- sudatory
- saddlecloth
- gin
- distill
- camphorate
- alembic
- turps
- pulque
- lather
- hidrosis
- suint
- aquavitae
- toddy
- sudatorium
- highball