غاز
از ویکیواژه
محتویات |
[ویرایش] فارسی
[ویرایش] اسم
- نیاز، حاجت.
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین
- مرغی است شبیه مرغابی امابزرگ تر از آن با گردنی دراز و وزنی حدود ۱۲ کیلوگرم که مانند مرغابی و اردک غذایش را در آب جستجو میکند. ؛ ~ چراندن کنایه از: بر اثر بیکاری وقت خود را بیهوده تلف کردن.
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین
- کوچک ترین واحد پول در عهد قاجاریه.
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین
- چاک، شکاف.
- پنبه، وصله.
- پنبة حلاجی شده.
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین
[ویرایش] اسم
- غاز
[ویرایش] برگردانها
برگردانها
- ایتالیایی
[ویرایش] اسم
- انگلیسی
- wigeon