فارس

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

(رِ)

محتویات

[ویرایش] عربی

[ویرایش] صفت

  1. سوار، اسب سوار.
  2. جنگاور، دلیر.

[ویرایش] جمع

  1. فُرسان و فوارس.

[ویرایش] فارسی

(رْ)

[ویرایش] اسم

  1. قوم پارس که در جنوب ایران ساکن بودند.
  2. نام سرزمین پارس

[ویرایش] صفت

  1. ایرانی.
  2. کسی که زبان مادری او فارسی باشد.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر