فرمان

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

(فَ)

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] اسم

  1. دستور، امر، حکم.
  2. توقیع پادشاه.
  3. وسیلة کنترل اتومبیل، دوچرخه، موتورسیکلت.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] برگردان‌ها


انگلیسی
word
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر