فرمول

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

(فُ)

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] اسم

  1. نمونه، سرمشق، دستور (فره)
  2. رمز.
  3. نشان دادن یک اصل یا رابطه‌ای معین با نمادهای ریاضی.
  4. نمایاندن یک ترکیب یا ساختمان شیمیایی با نمادها و علامات اختصا

[ویرایش] ریشه

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] اسم

  1. فرمول

[ویرایش] برگردان‌ها


ایتالیایی

[ویرایش] اسم

formula

انگلیسی
frame
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر