فن

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(فَ نّ)

محتویات

فارسی [ویرایش]

ریشه‌شناسی [ویرایش]

اسم [ویرایش]

  1. آگاهی‌های مربوط به صنعت یا علم.
  2. حال، گونه.
  3. راه، روش.
  4. سرود طرب انگیز.
  5. در فارسی، حیله، نیرنگ، چاره.

جمع [ویرایش]

  1. فنون و افنان.

منابع [ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها [ویرایش]

  1. فن دگرگون شده پند است که به زبان عربی رفته و فن فنون و فنان از آن ساخته شده است
  • انگلیسی:art
ایتالیایی

اسم [ویرایش]

tecnica

انگلیسی
technique